تبليغاتX
قابوس نامه
 

رمضان با "شجریان" شروع می شود.مامان دستهایش را می کشد روی تابه.دستهاش پر از خمیر است.رمضان با دستهای مامان شروع می شود و چایی شیرین و خرما ارده و  زولیبی*

رمضان نان است. نان سوراغ؛ نان مهیاوه...رمضان با موهای حنا بسته ی بی بی شروع می شود.با ختم قرآن و مفاتیح و نهج البلاغه.

ما به صف نشسته ایم توی حیاط.غرغر می کنیم.شجریان چه خوب فریاد می زند.مجتبی سوزن خورده.مامان بزرگ تشر می زند: چقدر مونده و زهر.....ما می خندیم.

صدای اذان که بلند می شود چقدر خوشم میاید.نان بچه ها کوچولو و نرم است.نان بزرگ تر ها پهن و خشک.ما نان هامان را به رخ همدیگر می کشیم.مامان می گوید: اول نماز.ما خودمان را به کری می زنیم.

رمضان با حلیم سقایی شروع می شود.با سحری هایی که توی خواب می خوریم.با نمازی که توی خواب می خوانیم.رمضان با بوی گلاب شروع می شود.با جانماز بی بی.با ذکر بابا...

هیچ کس آدامس نمی جود.بابابزرگ سیگار نمی کشد.داوود به هیچ کس فحش نمی دهد.دهان همه بوی ناشتایی می دهد.

چقدر من از رمضان خوشم میاید.چقدر از مامان خوشم میاید.چقدر از روزه ی کله ی گنجشکی خوشم میاید.چقدر از حسرت یک قلپ آب خوردن خوشم میاید.چقدر همه چیز خوب است...!

 

(* زولبیا در گویش بندری)

+ نوشته شده در  85/07/05ساعت 1  توسط زهرا موثق  |