تبليغاتX
قابوس نامه
من مشتهایم را توی هیچ نماز جمعه ای خرج نکرده ام.هرگز هم توی عمرم هوار نکشیده ام "مرگ بر..." یا "درود بر...".در انتخابات ریاست جمهوری هم به احمدی نژاد رای نداده ام.پیشانی ام هم پینه نبسته.مجیز گوی هیچ بابایی هم نیستم...

همه ی این مقدمه ها را چیدم که بگویم الزاما هر کسی که از لیچار شنیدن قشر مزدوری که به نام طنز هر دری وری مزخرفی را از طریق VOAبه ناف این مملکت می بندند شاکی شود حکومتی نیست.

شاید آن به اصطلاح میزگرد "نگاه طنز به بنیادهای حکومتی جمهوری اسلامی ایران" اصلا ارزش این را نداشته باشد که من خون خودم را کثیف کنم. اما چرا نباید بگویم که چندش آورترین لحظه ی زندگی ام درست لحظه ای است که یک ایرانی تمام ارزش های مملکتش را هتاکی می کند؟! جناب آقای "اسد مذنبی" (که گویا باورش شده فحاشی های چاله میدانی اش ارزش ادبی دارد) تیغ متبرک طنز را که می گویند جراحی می کند نه شیار شیار؛ با قمه که به کار لات و لوت ها میاید برای عرض اندام؛ عوضی گرفته.

مملکت من هر دردی هم داشته باشد من باز هم راضی نمی شوم دردش را به عنوان گزک بدهم دست بیگانه تا به ریشم بخندد.آدم حتی اگر به هیچ چیزی هم معتقد نباشد حداقل کاری که می تواند برای خودش بکند این است که شرافتش را خرج این و آن نکند.کسی باید این را به همشهری عزیز بنده حضرت آقای مذنبی تذکر بدهد!

+ نوشته شده در  85/07/12ساعت 23  توسط زهرا موثق  |